تبليغاتX
تاریخ دیانت بهائی

حضرت باب

 

در ۲۳ ماه می ۱۸۴۴ در ایران در شهر شیراز جوانی که ملقّب به باب بود اعلان کرد که پیغمبر الهی که همه جهان در انتظارش هستند ظاهر خواهد شد. لقب باب از این جهت است که اگر چه حضرت باب خود مظهر مستقلّ الهی بود اعلان فرمودند که مقصد اصلیش آنست که مردم را برای ظهور کلّی الهی بعد از خود آماده نمایند. حضرت باب پس از این اعلان بزودی دچار عذاب و ایذاء روحانیون مقتدر اسلامی گردید. دستگیر و مضروب شد و به زندان افتاد و بالاخره کمتر از شش سال بعد در ۹ جولای ۱۸۵۰ در میدان عمومی شهر تبریز شهید شد و ۲۰ هزار از پیروانش نیز طی کشتارهای متعدد در سراسر ایران به شهادت رسیدند و حال بنای باشكوهی با گنبد زرین در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا و محاط به  گلزارهای زیبا بنام مقام اعلی ساخته شده است که جسد مطّهر حضرت باب را در آغوش گرفته است. 

 

(برای خواندن ادامه ی مقالهُ بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Spring در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت |

حضرت بهاءالله

آرامگاه حضرت بهاءالله



 

 حضرت بـهاءالله در سال ۱۸۱۷ در خانـواده‌اى از نجـباء و اشـراف ايران تـولّـد يافت خاندانش بسيار ثروتمند و صاحب ضياع و عقار بودند و نسب صحيحشان به پادشاهان ساسانی ميرسيد.

 

حضرت بـهاءالله از داشتن مقامى در دربار آنزمان استنکاف ورزيد و از همه ثروت و مزايائى که داشت چشم پوشيد، در عوض مشهور به سخاوت و مهربانى شد و محبوب هموطنانش گشت و چون حضرت بهاءالله حمايت خويش را از آئين حضرت باب اعلان فرمود طولى نکشيد که تمام مناصب و امتيازاتش را از دست داد و در طوفانـى که پـس از اعدام حضـرت باب در ايران برخاست از همه ثروت و مال دنيـا محروم و خود نيز دچار شکنجه و آزار و گرفتـار زندان شد.

 

سپس چند بار او را تبعيد نمودند. اوّلين تبعيدش به بغداد بود که در سال ۱۸۶۳ از همان شهر حضرت بـهاءالله خود را موعود بيان اعلان فرمود. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و باﻻخره به عکّا تبعيد نمودند. عکّا در اراضی مقدّسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان يک زندانى در سال ۱۸۶۸ وارد آن شهر گرديد. 

(برای خواندن ادامه ی مقالهُ بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Spring در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت |

 

حضرت عبدالبهاء

 حضرت عبدالبهاء



پسر ارشد حضرت بـهاءالله نام مبارکـش عبّاس بود که از زمان کودکى در مصائب و تبعيدهاى پدر بزرگوارش شريک و سهيم بود. اين فرزند ارجمند لقب عبدالبهاء را براى خود اختيار فرمود، پس از حضرت بـهاءالله طبق وصيّت آن حضرت مبيّن منصوص آثار و تعاليم و قائد جامعه بـهائى شد و مثل اعلاى حيات بـهائى محسوب میشود.

(برای خواندن ادامه ی مقالهُ بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Spring در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت |

 

حضرت شوقى افندى

حضرت ولی امرالله

پس از درگذشت حضرت عبدالبـهاء در سال ۱۹۲۱ قيادت جامعه بـهائى بمرحله جديدى وارد شد يعنى از تمرکز در يک فرد واحد تغيير يافت و به نظم ادارى که بر اساس "دو رکن" ولايت امرالله و بيت العدل اعظم استوار بود منتقل گرديد.


اين نظم ادارى را ابتدا حضرت بـهاءالله در کتاب اقدس‌پيش بينى فرمود و در زمان حضرت عبدالبـهاء مخصوصاً در الواح وصايايش شکل گرفت. در الواح وصايا نوه ارشدش حضرت شوقى افندى به مقام ولى امرالله منصوب شد و در همان سند نيز انتخاب بيت العدل اعظم که اعلى هيأت قانونگذارى است، ولى امرالله «رئيس مقدس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لاينعزل» آن نيز مذکور آمد.


بيت العدل اعظم در زمان حضرت عبدالبـهاء تشکيل نشد و بر عهده ولیّ امرالله افتاد تا طىّ سى و شش سال دوره ولايتش بعنوان قائد امر حضرت بـهاءالله اساس و پايه‌هاى بيت العدل اعظم را بنا فرمايد. 

 

(برای خواندن ادامه ی مقالهُ بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Spring در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت |

 

بیت العدل اعظم الهی

 

حضرت بهاءاللّه ميفرمايد: "اصل آنچه را که برايت ذکر نموديم عدل و انصاف است." و فرموده است که وسيله اصلی برای تحوّل جامعه و نيّت صلح پايدار ايجاد عدل در جميع شئون حيات است و «مقصود از آن (عدل) ظهور اتّحاد است بين عباد.» آنچه سبب امتياز جامعه بهائی ميگردد آنست که بهائيان معتقدند که اتّحاد جهان عملی و ممکن است و در راه اين عقيده با اخلاص و رغبت جهد و کوشش مينمايند. بهائيان در سراسر جهان ميکوشند جامعه‌هائی بر اساس همکاری و عدالت بسازند و در اين راه از پشتيبانی نظام تشکيلاتی که حضرت بهاءاللّه بنفسه تأسيس فرموده برخوردارند.


حضرت بهاءاللّه تعليم داده است که از مظاهر عملی نيروی دينی در عصر جديد آن است که عموم مردمان با هم با مشورت تصميم بگيرند و با هم عمل کنند و تصميم و عملشان بر اساس اصول روحانی باشد و فرموده برای آنکه مطمئن باشيم که نيروی دين وسيله اجراء عدالت گردد و حکومت خادم نيازمنديهای حقيقی عالم انسانی شود بايد مقامی که اختيار تصميم‌گيری دارد در دست هيأتهای رسمی باشد نه در دست افراد. «در جميع امور مشورت لازم.» «بلوغ و ظهور خرد به مشورت ظاهر.»۴ باين ترتيب ملاحظه ميکنيم که هر چند حضرت بهاءاللّه مانند تمام مظاهر ظهور قبل به بسط و اعلان حقائق روحانی پرداخت و اگر چه با ظهورش در عالم انسانی روحی جديد بدميد ولی علاوه بر اينها حضرت بهاءاللّه احکام و دستگاه سازمان و تشکيلاتی را ايجاد فرموده تا تحقّق عدالت را در جميع شئون انسانی تضمين نمايد. 

(برای خواندن ادامه ی مقالهُ بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Spring در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت |